تبليغاتX
شهری از تاریخ
فرهنگ اصیل ما

 با درود و تقدیم و عرض صمیمانه ترین و والاترین احترامات به شما دوستان عزیز

بلاگی را که هم اکنون مشاهده می نمایید و یا در صورت تمایل مطالب ثبت شده در آن را مطالعه خواهید نمود سعی  دارد که قدمی هر چند ناچیز در پیرامون توسعه – حل مشکلات شهری – اجتماعی و به خصوص مشکلات فرهنگی شهر خرم آباد این زادگاه خاطرات و گذرگاه تاریخ آنگونه که در خور شان این شهر است بردارد.

با کلامی ساده و شیوا و بطور حتم و یقین رک و صریح فقط و تنها به دنبال  یک هدف هستیم و آن ایجاد جامعه ای سالم و در حال رشد برای امروز و فردای خود و نسل های اینده  هستیم و می خواهیم شهری در خور نان و تاریخش داشته باشیم.

ما تاریخ تحریف نشده استان لرستان را کاملاٌ می پذیریم و زبان لری را زبان مادری خود می دانیم.

اینجانی هیچ گونه علاقه ای به زبان لکی و تاریخ لک ندارم و لازم هم نمی بینم وقتی محور ایجاد این بلاگ فقط شهر خرم آباد است حال هرچند این دو تاریخ به ناچار با هم درآمیخته شده است صحبت یا بحثی داشته باشم و تمام قدرت و توان خود را در راه نوشتن برای خرم آباد به کار خواهم گرفت و با شهر ها و دهستانهای اطراف به هیچ عنوان کاری نداشته و وارد جزییات ناچیز نمی شوم.

همانطور که در بالا قید شد ما تاریخ سالم و دست خورده این خاک را قبول داریم و نه هر دست نوشته یا کتاب شده ای توسط دیگران. ما پیرامون افکار قدیمی و یا یک سری خرافات به هیچ عنوان مانور نخواهیم داد و تنها افکاری به روز شده قدیمی و نظریه هایی را می ستاسیم که به بهبود امروز شهر و یا فردای شهر کمک کند.

ما به عنوان ساکنین اصیل این شهر تنها مخاطب خود را مشکلات شهری میدانیم و به هیچ عنوان قصد توهین به هیچ قشر و شخصیت یا ارگان خاصی را نداریم

ما از زبان طنز هم در صورت نیاز و کشش بحثها استفاده نموده و هم استقبال می کنیم.

لازم به ذکر است که قبلا بسیاری از دوستان گران قدر و گران مایه علمی و فرهنگی و اجتماعی در این خصوص قدمهای در خور توجه برداشته اند و تا حدی کار ساز و ما هم به عنوان کسانی که سهمی از این خاکیم هستیم سعی می کنیم بدون کوچکترین تقلید از دیگران در راهی قدم زنیم و قلم به نگاشتن برداریم که مقصد آن دسترسی و میل به داشتن جامعه ای سالم است.(( ناگفته نماند این تمام وقتی میسر است و به سرانجام خواهد رسید که همه ما بخواهیم یک هدف کلی و جامع را مد نظر قرار دهیم و هریک به یکی از زیر مجموعه های این هدف تعلق داریم و جز در همکاری با هم اینامر میسر نخاهد شد.))

بخش اعظمی از امور باید توسط مسئولین محترم شهری و استانی  انجام شود که ظاهراٌ بنا به زیادی کار و مشغله روزانه و پر بودن ساعات کاری و این موضوع که این دوستان ظاهراٌ در خرم آباد زندگی نمی کنند و یا چون حقوق خود را مستقیماٌ از منابع دیگر و وزارت دریافت می کنند و این شهر مرحوم و حقیر بنده و شما ظاهراٌ بود و نبود آن هیچ تغییری در درآمد حاصله نمی کند (البته به تصور بنده ))تمامی نواقص بزرگ شهر سازی وراه سازی و ... بدور از چشم این عزیزیان مانده چه برسد به مشکلات نا ملموس شهری که احتیاج به زندگی در جامعه و درک حقیقت دارد.

بنا براین چون از مسئولین خود نمی توانیم هیچ امید کمک و یاری داشته باشیم تنها راه ممکن ایجتد همبستگی در اراده ملی و وطنی و پرورش روحیه شهر دوستی و دوری از دگر ستیزی و در بین جامعه بیدار در پیشبرد اهداف عالی فرهنگی می باشد

اما واقعیت این است که وقتی من خودم را اصلاح نموده و شروع به دستیابی اهداف بالای اجتماعی کردم و برای شهرم مفیدم واقع شدم جامه متمدن شهری نیز من را در خود به عنوان یک انسان مفید پذیرش می کند و در این پذیرش من با دیگران که پیش از من یا بعد من وارد این جامعه می شوند تلاقی رو به توسعه افکار هم گرا خواهد ساخت.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 14:10  توسط سایه | 
 

دوش به تابلویی که بر دیوار پوسیده خانه با تنها میخ بی اعتنایی تاریخ سعی میکرد خود را جسورانه  پا بر جا نشان دهد مثل همیشه منگریستم.

اما این بار صدایی از قاب بر میخواست

بی گمان ناله سرزمینی خسته بود که به دنبال نگاهی هر چند ترهم گونه از فرزندانش سالها بود به انتظار نشسته

خسته - تنها و بی یاور و فریاد رس

خواهان کسی است تا بسان کیومرث آغاز بشریت باشد و آغاز زندگی

 نه این چنین پر از مرگ

در خاطراتش می شد راحت فهمید- فرهنگ – اصالت – غرورو تمدنش به چه سان به دست نااهل فرزندانش به تاراج رفته است

همان فرزندانی که از اصالت سخن میگویند ولی نصبشان حتی به فاحشه های خاک هم نمی رسد یا انسانی بدون پوشش از دوران پارینه سنگی

 به راستی به چه سان می توان به جنگ تن به تن رفت با انسانهای بی هویت و بی اصالتی که تنها با قدرت خود کامگی و از بین بردن دموکراسی- فرهنگی چند هزار ساله را نابود ساخته اند؟

چگونه به اینان بیاموزیم که فرهنگ با قدرت دو امر کاملاً متضاد هستند ؟

با چه زبانی

و به پشتیبانی کدامین دوست.....................

 

 

 

ضرب ضربان اصالت

به توان تاریخ

اگر با فرهنگ جمع شود

و قدرت از آن کم شود

حاصلش تمدن می شود.

 

فرهنگ برابر است با یک بر روی قدرت

سومین ریشه از جذر تمدن شاید قدرت باشد

اما اجتماع و اشتراکش فقط اصالت می شود.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 23:26  توسط سایه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی 1386
 

 Shapourkhast





By Shadow